تبليغاتX
خورشید × کــ ــوهستـــ ان × طلوع

خورشید × کــ ــوهستـــ ان × طلوع

تنم عطش صعودی دیگر دارد. صعودی به بلندای...

همهمه! اینجا کی به کیه؟

 

بیچاره زنده ـــــــــــ گی

که بعضی از ما انـــ(ــــ)ـــسانها٬ آنرا با فلسفه اشتباهی گرفته اند!

اینجا دیگر کاه و کاهدان٬هر دو از خودتان است. به خدا ضرر می کنید...

 

گاهی در به در می دویم به دنبال خلق و خویی که ما را از گذشته ای که بوده ایم٬ متفاوت کند. اما اگر نکته بین باشیم٬ خواهیم دید که دیروزمان همانی است که امروز به دنبالش می دویم. حتی اگر تظاهر کنیم یا خیال کنیم٬ که می خواهیم عوض شویم. انگار این مسیر دایره وار در جاده ی زندگی ما همیشگی است..

نقطه ی سر خط را می گذارم به عهده ی مخاطب! از من همان علامت تعجب٬ کافیست!

+ نوشته شده در  ساعت 13:23  توسط  ندای نگار  | 

 

تو آیا می دانی که گل سرخ از اشتیاق ملایم آفتابـــــــ می روید؟

تو از حکمتـــــ خاموش روشنایی بی خبری

به تو می گویـــــ ـم که به عمر کوتاه سایه هـــــ ـا اعتماد کردی...

ممکن است روزی چشم هایت از آفتاب خسته شود اما بدان که روشن است، روزی می آیی و از

پشـــــ ـیمانی سایه ها سخن می گویی...

اما مـــــ ـی دانی آن زمان من با تو چه خواهم کرد؟

مــــــــ ـن جایم را با تو عوض خواهم کرد!

زیرا سایه هـــــ ـا سر آغاز استراحت آفتابند..

من سایه را استراحت کوتاه مــــــــــ ـی دانم

تو سایه را رهایی از آفتاب سوزان می دانی!...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:11  توسط  ندای نگار  |